خانه / روابط زناشویی / فیزیولوژی و رفتار جنسی / اعمال و رفتارهای جنسی / رفتار جنسی تحت تاثیر چه عواملی شکل می گیرد؟

رفتار جنسی تحت تاثیر چه عواملی شکل می گیرد؟

رفتار جنسی تحت تاثیر چه عواملی شکل می گیرد؟

رفتار جنسی تحت تاثیر چه عواملی شکل می گیرد؟

رفتار جنسی در انسان از عوامل گوناگونی تاثیر می پذیرد، اهم این تاثیرات از ارتباطات فردی شخص با دیگران، مختصات زندگی، فرهنگ و به خصوص شیوه نگرش مذهبی است.
توان هر انسان در ارتباط جزم و تنگاتنگی با آذین های شخصیتی، مختصات زیستی و به خصوص برداشت ها و تلقینات فردی شخص از خویش قرار دارد. در این میان شکوفایی و تعالی احساس “مرد” یا “زن” بودن نیز بسیار موثر است. با وجودی که رشد جنسی در درون رحم شروع می شود ولی هویت روحی، جنسی انسان به خصوص از زمانی که او را “دختر”  یا “پسر” می نامند، تکوین می یابد. نقش محیط پیرامون به ویژه خانواده در شکوفایی هویت جنسی فرد و شکل یا ناهنجار شدن آن بسیار تاثیر گذار است.

بی اغراق ثبات و پایداری شخصیت جنسی هر فرد در درون خانواده شکل گرفته و تحت تاثیر آموزش هایی قرار می گیرد که خودآگاه یا ناخوداگاه از رفتار والدین و دیگر اعضای خانواده منتج می شود. نقش “قوام بخش” و یا “ویرانگر” خانواده در تعالی یا اضمحلال هویت جنسی افراد به قدری بارز و غیرقابل انکار است که در جامعه شناسی نوین آن به عنوان سنگ اولیه بنای ” جامعه آرمانی و منزه” شناخته و ترمیم و شکوفایی آن را موثرترین عوامل جهت بنیان جامعه ای سالم می انگارند.
در گذر زمان عادات فرهنگی رفتار جنسی را تحت تاثیر قرار داده است. سیطره تعدیل کننده ادیان، عرفان و ادبیات  راستین بشر در طول تاریخ ممیزی برگردن اسب سرکش غریزه جنسی بوده و در بسیاری از موارد آن را تشکیل ساخته و قابل قبول کرده است.

برای بروز فعالیت طبیعی جنسی عوامل گوناگونی دخیل اند. این عوامل به شکل تنگاتنگی اعمال اثر می کنند.
با وجودی که برای بروز فعالیت جنسی کمال و سلامت عروق و اعصاب الزامی نیست: ولی حد قابل قبول آن می بایست حتما موجود باشد. یعنی اعصاب باید به قدری سالم باشند که بتوانند تحریکات را به عروق مربوطه رسانیده و پاسخ های به جای آن ها را سبب شوند.
سلامت و کارایی الت نیز از شروط لازم به حساب می آید. به علاوه وجود تحریکات دلچسب و خوشایند، از ضروریات یک واقعه جنسی طبیعی است. این تحریکات می توانند بصری، شنوایی، لمسی و حتی بویایی باشند. گاهی ترکیب شکیلی از این تحریک وارد عمل می شود.

ارجعیت و مقبولیت تحریکات دقیقا در ارتباط با آموخته ها و تجارب جنسی ابتدایی فرد است. مثلا پذیرش نوعی قرابت و پیدایش شکلی از تمایل به جنس همنوع در دوره خاصی از زندگی و در جریان تجارب ویژه ای شکل می گیرند. اهم این تجارب در رویاهای “خود تحریکی” فرد نهفته اند.
در اثر پیری و سالخوردگی، استانه بسیاری از تحریکات بصری یا شنوایی تا حد محرک های لمسی افزایش می یابند. یعنی این که فردی که با تحریکات بصری به اندازه مطلوب از میل و آمادگی جنسی دست می یافت، برای حصول شرایط مشابه نیاز به تحریکات بیشتری پیدا می کند.

این افزایش استانه ای تحریکات را می توان به میزان زیادی در ارتباط با تغییرات تنی دانست ولی عوامل روانی نیز بی تاثیر نیستند. بیمارانی وجود دارند که با وجود کسب رضایت و ارگاسم های مقبول از خود تحرکی، توانایی التذاذ از جماع را از دست می دهند علت این امر یک واقعه تماما روحی بوده، که از تفاوت احساس این دو واقعه نشات می گیرد.در مقابل افرادی وجود دارند که به دلیل انزال های دم دست ناشی از خود تحریکی، زمانی که با جماع واقعی روبرو می شوند ان را شدیدا محرک یافته و دچار عارضه شایعی موسوم به “انزال زودرس”  (Premature egaculation) می گردند.سوابق مثبت و تجارب دلچسب می توانند شدیدا قوای جنسی هر فردی را تحت تاثیر قرار دهند.

:: شخصی و واکنش همسر قرار می گیرد. این تاثیرات گاه عوامل تنی را تحت تاثیر دارند.
ارگاسم از مقبول ترین و وصف ناپذیرترین احساسات انسانی است. شکل بروز و میزان رضایت ناشی از ان دقیقا در ارتباط با تجارب ابتدایی ان است. اگر ارگاسم های ابتدایی تحت تاثیر عوامل بازدارنده قرار نگیرند، راشد شده و شکوفا می گردند. بالعکس در اثر عوامل وقفه دهنده اشکال عجیب و غریب و انحرافی آن بروز می کنند.
کم نیستند بیمارانی که از نقصان میل جنسی شاکی هستند. اصولا کاهش میل جنسی صرف نظر از عوامل بسیار محدود تنی منشاء روحی داشته و در بسیاری از موارد در ارتباط با تجارب منفی است.

با اگاهی از عوامل موثر می توان به صورت پس نگر و اینده نگر بیماران را درمان کرد. در واقع روان درمانی به شکل متحول امروزیش، این امکان را می دهد که به میان تجارب و سوابق گذشته بیمار رفته و آن ها را گلچین کرد. به علاوه با برقراری تمایلات، انگیزه ها و اهداف ” به جا” می توان قوای جنسی یک فرد را بهبود بخشید.

:: ناتوانی جنسی ناشی از عوامل روحی، روانی هیچگاه تحت تاثیر یک عامل منفرد نیست. فی الواقع مجموعه ای از عوامل در یک ارتباط متقابل وارد عمل می شوند. قسمت عمده این عوامل را می توان در فشارهای شغلی، خانوادگی، اقتصادی و تحصیلی یافت. گاهی یدک کش این عوامل “اضطراب” یا “افسردگی” است. ندرتا عامل بازدارنده در کنه شخصیت فرد لمیده است. تنش های روحی به صورت کوفتگی، گرفتگی عضلات، به خصوص در گردن و اختلال در فعالیت قلبی ، عروقی ظاهر می شوند.
اضطراب و افسردگی از اهم علل ناتوانی جنسی با منشا روانی هستند. یکی از شایع ترین انواع اضطراب در تجارب اولیه جنسی فرد در موجهه با جنس ظاهر می شوند. خیلی ها در اولین برخورد دچار ناتوانی می گردند. این کیفیت به عنوان ” عدم  اطمینان از توانایی انجام کار” شناخته می شود.

:: گاهی احساسات روحی خاصی مثل گناه یا خجالت سبب ماجراست. این دو تحت تاثیر شخصیت فرد، اعتقادات و بستگی های اجتماعی قرار دارند.
تاثیر اضطراب بر فعالیت جنسی به دو گونه گاه کاملا مخالف ظاهر می شود. یعنی درجات کم ان (فی المثل در مواجهه  فرد با شرایط خطرناک) اثر فزاینده دارد. در صورتی که میزان اضطراب زیاد باشد می تواند قوای جنسی را تماما زایل سازد.
در یک فرد کاملا سالم از نقطه نظر جنسی، یک رویداد غیر قابل انتظار مثل مصیبت یا بیماری می تواند زوال قوای جنسی را سبب شود. نتیجه این امر پیدایش پس نوردهای منفی روی مراکز دماغی است. نحوه تاثیر این پس نوردها بسیار پیچیده بوده و در ارتباط با عوامل متعددی قرار می گیرند. فی المثل تاثیر این پس نوردها در زندگ فردی که فعلیت جنسی برای وی از اهمیت خاص برخوردار است، با فردی که اساسا اهمیت چندانی به این گونه فعالیت ها نمی دهد، کاملا متفاوت است.

:: شروع زودرس فعالیت جنسی، مرد را در معرض صدمات عاطفی و افسردگی قرار می دهد. برخورد آگاهانه والدین و اطلاعات جنسی فرد از عوامل بسیار موثر در جلوگیری از صدمات عاطفی محسوب می شوند. برداشت های غلط از آن چه فعالیت جنسی تعریف می شود و عدم وجود ارتباطات معقول می تواند سبب بروز نگرانی و ترس شده و به نوبه خود فرد را منزوی ساخته و اضطراب ناشی از عدم توانایی را سبب شود. این اضطراب در جریان یک چرخه معیوب می تواند زندگی اجتماعی فرد را تحت تاثیر قرار داده و ارتباطات معمولی را نیز مانع شود. پایان کار احساس استیصالی است که زندگی فرد مبتلا را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
بیماران ناتوانی را می توان یافت که با فرار از واقعیت گوشه گیر و منزوی شده و یا فی المثل از شهر و دیار خود فرار می کنند . وظیفه یک درمانگر جنسی در کشف و برخورد اصولی برای زایل سازی اضطراب غیرمعمول و بهبود برداشت های شخصی فرد از خویش خلاصه می شود.

از قدیم ناتوانی جنسی را به دو دسته ” تنی” و “روانی” تقسیم می کردند. از همان ابتدا پر پیدا بود که مابین علل تنی و روانی ارتباط مستقیم و دو جانبه ای وجود دارد.
نتیجه این تاثیر گذاری متقابل پیدایش چرخه معیوبی است که سبب تقویت هر دو عامل می شود. فی المثل زمانی که فرد سالمی چار ناتوانی جنسی، هر چند خفیف با منشا تنی شد دچار اضطراب و نگرانی شده و پس نوردهای دماغی بروز می کنند. نتیجه این امر تظاهر چرخه معیوبی است که می تواند علت زمینه ای را تحت الشعاع خود قرار دهد. نقش همسر مرد مبتلا در این گونه موارد پر اهمیت است. برخورد اصولی ، شکیبا و همدردانه وی بسیاری از مشکلات رابرطرف می سازد.

 موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

 نویسنده : آرزو رضوانی

 تاریخ انتشار :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثابت کنید ربات نیستید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.




مطلب پیشنهادی

فیزیولوژی اورگاسم Orgasm در زنان

توسعه و رشد شخصیت همراه با توسعه و رشد احساسات جنسی می باشد. احساسات جنسی …