کاهش احساسات جنسی

کاهش احساسات جنسی

در توجه به کاهش احساسات جنسی می بایست تمایز بین تمایل جنسی و قدرت تولید مثل را دریافت. اغلب این چنین تمایزی مورد احتساب قرار نمی گیرد. معمولا با ایجاد یائسگی در زنان و شروع پیری در مردان قدرت تولید مثل به توقفی کامل می رسد. این امر اغلب به معنای توقف فعالیت جنسی نیز محسوب می شود. این احتساب کاملا اشتباه بوده و عدم قدرت تولید مثل به معنای عدم فعالیت جنسی نیست. در خیلی از موارد این فعالیت تسلیم ضعف نشده و تمایل به آمیزش حتی شدیدتر هم می شود.

شروع اتروفی اعضای تناسلی در مرد، نقطه عاطفی در زندگی او محسوب می شود. اما خیلی به ندرت توجهی کامل به چنین تغییری مبذول می گردد. اختلالات روانی شدید ارمغان چنین تغییری است. علت عدم توجه به چنین امری این است که کاهش قدرت جنسی مردان، مانند زنان همراه با تغییرات قابل توجه فیزولوژیک نیست.  فقط ترشحات غددی وی متوقف می شود بدون ان که تغییرات بیرونی و چشم گیری را در مرد ایجاد کند. در نتیجه قدرت جنسی مرد از سن پنجاه سالگی رو به کاهش می نهد و تا هفتاد سالگی کاملا از بین می رود. وی تا قبل از این که به مرحله ناتوانی کامل برسد عقیم نیز شده است.

زمانی که ناتوانی کامل حادث گردید اگر وی هنوز دچار تمایلات جنسی باشد، مسلما تا حد زیادی در رنج و تعب خواهد افتاد. در چنین سنینی است که پیر مرد اگر از نظر روحی والا نباشد، دست به اعمالی سخیف می زند تا جایی که حتی همسر خود را نیز دچار نفرت و بیزاری می سازد. در غرب این گونه مردان دست به سوی فاحشه های حرفه ای دراز می کنند تا تمایلات غیرعادی خود را تسکین  دهند و درست در همین اوقات است که پیرمردان با احساس رسیدن به اخر خط عشقی خود اگر تا حال مجرد مانده باشد دست به ازدواج می زنند و اغلب نیز سعی می کنند با زن جوان تر از خود ازدواج کنند. و باز هم در چنین سنینی است که چشم طمع به دختران و یا پسران نوجوان دوخته می شود. این چنین تمایلاتی سخیف، پایه و اساس تجارت فوق العاده سود برانگیز استفاده از دختران به خصوص پسران جوان را تشکیل داده و از انان جهت پاسخ گویی به چنین انحرافات مرتد مردان پیر استفاده می شود.

در اغلب موارد افزایش چنین شور، شهوت و هوس جنسی صرفا مرضی بوده و نتیجه التهاب و تورم غده پروستات می باشد. اما این قضییه در زنان به صورت یائسگی است و تقریبا اکثریت قریب به اتفاق زنان از نزدیک شدن به این دوره وحشت دارند و ان را سر منشاء اختلالات  جدی و روانی می دانند که زنان را در این دوره انتقالی مبتلا می سازد.

یائسگی در کل به توقف پریود اطلاق می شود اما منظور از ان اغلب کل دوره ای است که از ابتدای شروع تغییر و ایجاد بی نظمی در پریود شروع شده و توقف کامل ان ختم می شود. این دوره از یک تا سه سال طول کشیده و در اغلب موارد حتی طولانی تر نیز می گردد. زمان معمول ان پنجاه سالگی به بعد است. هر چقدر زمان شورع پریود زودتر باشد زن دیر تر به یائسگی می رسد و این امر در مورد زنانی که تجربه زایمان داشته اند نیز صادق است. زنان عقیم معمولا خیلی زودتر دچار یائسگی می شوند. در مادرانی که خود شیر می دهند این امر با تاخیر حادث می شود و در زنانی که مورد سقط جنین داشته و دچار بیماری، ضعف و DYSPAREUNIA شده اند زودتر حادث می گردد. اعتقاد کلی بر این است که اگر پریود در ده سالگی شروع شده باشد یائسگی تا پنجاه و دو سالگی به وقوع نخواهد پیوست. اگر پریود در بیست سالگی شروع شود توقف ان در سی و دو سالگی خواهد بود.

دوره پریود

چاقی مرضی یکی از عواملی است که سبب یائسگی زودرس می گردد. یائسگی در سنین هشتاد، نود و سه و صد سالگی نیز اتفاق می افتد. اما معمولا یائسگی بعد از سن پنجاه و دو سالگی خیلی به ندرت صورت می گیرد. در تمام مواردی که یائسگی دیر رخ می دهد حالات ابتلا به امراض لگن خاصره می بایست بررسی گردند.

باید دقت داشت که یائسگی منحصر به توقف دوره پریود و عدم حاملگی در زن نیست. تغییرات بسیار دیگر نیز در این رابطه رخ داده و زمینه را برای تغییر عمده فوق الذکر مهیا سازند. این تغییرات شامل اتروفی دستگاه تناسلی درونی و بیرونی است. تخمدان ها تیره رنگ، چروکیده و سفت شده و کوچک می شوند. لوله های فالوپیان نیز چروکیده و خشک می شوند، رحم کوچک می شود و مهبل چنان چروکیده و جمع می شود که امیزش را بسیار مشکل و دردناک و یا غیرممکن می سازد. زائده کلیتوریس کوچک شده، لب ها نازک و پوستی می گردند. لایه غشایی مهبل نیز تحلیل می رود و رنگ پریده ای به خود می گیرد و مجرای ورود گشاد شده و حالت عضلانی فرم دار خود را کاملا از دست می دهد. موی اطراف دستگاه تناسلی خاردار نیز دسته دسته شروع به ریختن می کند و زبر و زمخت می شود.

در این حالت معمولا در ناحیه شکم، بافت چربی شروع به تجمع می کند. این تغییرات تدریجی بوده و در مدت زمان 1/5 تا 3 سال رخ می دهد. زن در این حالت از وقوع این تغییرات اطلاعی ندارد. اگر حالت عدم نظم در دوره پریود و بالمال توقف کامل ان در کار نباشد زن با احساس کمترین ناراحتی وارد دوران یائسگی شده و از این ورود نیز اگاه نخواهد شد. اما تعداد بسیار از زنان با اگاهی ورود به این دوران دچار دست پاچگی شده و عملا بیمار می شوند. میزان شدت این مساله در زنان مختلف متفاوت است. زنانی که فوق العاده عصبی بوده، زندگی نه چندان موفقی را از سر گذرانده  و دوره های پریود متلاطمی داشته اند شدیدتر از دیگران تحت تاثیر این امر واقع می شوند.

اولین نشان ورود به دوره یائسگی داغ شدن قابل توجه سر و بدن است و اغلب همراه با تعرق زیاده از حد می باشد. این داغ شدن ها متناوب شده و مدت زمان حدوث ان ها نیز کوتاه می باشد و اغلب پشت سر هم ظاهر می شوند. پریود نیز در این حالت دچار عدم نظم می گرددو یک یا دو دوره اصلا به وقوع نمی پیوندد. ترشحات دوره پریود معمولا دچار توقفی یکباره نشده و کاهش ان تدریجی است.

زنانی که از این مساله هیجان زده می شوند اغلب بی حوصله شده و حالات خشم خشم و زودرنجی در انان دیده می شود. علائمی از قبیل یبوست، سردرد، حالات نفخ شدید، سرگیجه، زیاد شدن ضربان قلب همراه با تکی کاردی، خارش و سوزش پوستی یا کهیر PRURITUS زیاد در انان دیده می شود. بزرگ شدن پستان ها، ازدیاد لایه های چربی و اختلالات معدی_ روده ای زنان را به این فکر انداخته که حامله شده اند. اختلالات روانی شدید در این دوره خیلی به ندرت دیده می شود. زن دچار هیستری و افسردگی می شود و این اختلالات به ندرت فراتر از این حالات می رود.

یائسگی
هر نوع عملکردی غیرعادی در این دوره جنبه مرضی دارد. برای مثال، ترشح بی حد مهبل، چه با خون بوده و یا حالت LEUCO PRHOEA داشته باشد، اصلا ربطی به یائسگی ندارد. خروج زیادی خون نیز نشان خوش خیمی نیست زیرا دوران یائسگی با کاهش تدریجی دفع ترشحات پریود همراه است. دفع زیاد و سنگین ترشحات پریود در این دوران، مشکوک به وجود سرطان می باشد، زیرا در 50 درصد از زنانی که بعد از حادث شدن یائسگی به خونرز رحم خود ادامه می دهندف وجود شکلی از بیماری بدخیم رحم حتم است.

باید دانست که در کل حدوث یائسگی نباید به پرخوری پرداخت. باید اعضای تناسلی را کاملا تمیز و بهداشتی نگاه داشت زیرا احتمال بروز PRURITUS  در این دوره خیلی زیاد است. فواصل امیزش در ان دوران نیز باید طولانی و با احتیاط باشد. عقیده کلی بر این است که اشتهای جنسی با حدوث دوره یائسگی خاتمه می پذیرد و زن پنجاه ساله مانند مرد هفتاد ساله قادر به انجام امیزش نمی باشد. انان  قدرت تولید مثل را با شور و اشتاق جنسی اشتباه می نمایند.

زن و مرد عقیم و نازا به خوبی قادر هستند امیزش را انجام داده و از ان لذت ببرند و قدرت تولید مثل برخلاف نظر همگان، اصلا ربطی بدان ندارد. زن پس از یائسه شدن نازا می شود زیرا تخمدان ها قدرت عمل خود را از دست می دهند. البته اعضای تناسلی در چنین زنی رو به اتروفیه شدن است، اما با این حال قدرت انجام امیزش را داشته و تمایل وی در چنین دورانی حتی می تواند از زمانی که قدرت تولید مثل داشته زیادتر بوده و لذت بری او نیز کامل باشد.

اغلب در زمان شروع تغییرات، رحم، مهبل و مجرای ورود دچار تورم و سوزش می شود. این امر نیز مانند مردان که پروستات و اورترای ملتهب باعث تحریک ان ها می گردد، باعث ایجاد افزایش شور و هوس جنسی و شهوانی در زن یائسه می شود. قدرت تحریک کنندگی این سوزش، خارش و التهاب خیل زیاد است. این امر اغلب باعث ایجاد درد سر و کشمکش می شود. زیرا زنی که در دوران یائسگی چنین طالب امیزش است مسلما دارای شوهریست که سنی از او گذشته و ناتوان شده است و مردی که به سن ناتوانی می رسد با تمام تمایلی که احتمالا ابراز خواهد نمود، قادر به انجام امیزش نخواهد بود. اغلب صحنه های تاسف بار زناشویی در این دوران از این دوران سرچشمه می گیرد.

 موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

 نویسنده : آرزو رضوانی

 تاریخ انتشار :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثابت کنید ربات نیستید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.




مطلب پیشنهادی

تغذیه و قوای جنسی

چه رابطه ای بین تغذیه و قوای جنسی وجود دارد؟ خوراکی ها، قوای شهوانی را …